تارا به اصفهان رفت
اردیبهشت ماه خوبی برای مسافرت به اصفهان است برای همین تصمیمگرفتیم به همراه آق بابای تارا بریم اصفهان ولی قبل از اون موهای تارا رو کوتاه کردیم و قسمت مهم قضیه از نظر مامان و بابای تارا همینه که برای اولین بار موهای تارا با هزار ترفند که پیاده شد تا تارا حرکت نکنه توسط بابا علیرضاش(بابا بزرگ) کوتاه شد و خودش هم تعجب میکرد که چی از سرش کنده میشه بلاخره موهاش کوتاه شد و آماده شد برای مسافرت. جای همه دوستان خالی سفر خوبی بود و بهمون خوش گذشت تارا هم لذت برد چون وقتی رفتیم باغ پرندگان چشم های تارا از تعجب گرد شده بود چون تا حالا این همه جوجو رو یکجا ندیده بود تازه جوجوها هم آزاد بودن و میشد کاملا از نزدیک اونارو دید. فکر نمیکنم یادش بمونه که چی دیده ولی جالب بود همونجا تا جوجوها رو دید تند و تند میگفت جوجو ما هم کیف میکردیم. ببخشید اگه انقدر از کارهای تارا مینویسیم ولی چاره ای نیست چون از نظر مامان و باباش چیزی مهمتر از این براشون نیست.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 18:26 توسط مامان و بابای تارا
|
تارا کوچولو در تاریخ 3/12/84 بدنیا اومده. مامان وباباش خاطرات دوران کودکی تارا رو به یادگار اینجا می نویسند.