تابستان کلاس چهارم
کلاس چهارم رو تو یه مدرسه دیگه تو یه شهر جدید به سر بردم و آخر سال دوباره خیلی خوب... من به اندازه ای بزرگ شدم که به این خیلی خوب ها اعتقادی نداشته باشم، شاید به همه خیلی خوب میدن تا دلمون نشکنه. معلم کلاس چهارمم خیلی پر تلاش بود و سعی می کرد تا حد ممکن ما رو با درس و کتاب دوست کنه. اولین سالی بود که پس از تموم شدن مدرسه چند ساعتی احساساتی شدم و اشک ریختم. این رو میذارم هم به حساب بزرگ شدنم و هم مهربانی های خانم معلم خوبم خانم مهتاب احمدپناه.
دلم می خواد تا حد ممکن از تابستونم استفاده کنم. شبها تا دیروقت بیدار بمونم و روزها رو هر جور دلم می خواد سر کنم. به رسم هر تابستان خودم انتخاب کردم که برم کلاس های کانون پرورش فکری . امسال کلاس نجوم رو انتخاب کردم و کلی ذوق دارم ولی فعلا کلاساش شروع نشده.
اینجا یه دوست خوب پیدا کردم که خوب میشه باهاش روزگار گذروند. ما با هم از همه چی می تونیم برا خودمون تفریح و وسیله خنده و سرگرمی و شوخی درست کنیم...







تارا کوچولو در تاریخ 3/12/84 بدنیا اومده. مامان وباباش خاطرات دوران کودکی تارا رو به یادگار اینجا می نویسند.