واپسین روزهای شهریور
کلاس های ژیمناستیک و نقاشی تارا تموم شده. فردا قراره بریم نمایشگاه کانون و نقاشی شو تماشا کنیم. چاشنی اش هم یه شهر بازیه که تارا بخاطرش لحظه شماری می کنه.
امروز کتابهای کلاس دوم رو تو اینترنت پیدا کردیم و ورق زدیم. تارا با دیدن کتابها منقلب شده بود : حس عجیبی دارم. کتابهامون دیگه عین مال بزرگاست! چند صفحه شونو خوند و بقیه رو گذاشت برای موقعی که کتابهاشو بگیره تا مزه شون نره.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 19:41 توسط مامان و بابای تارا
|
تارا کوچولو در تاریخ 3/12/84 بدنیا اومده. مامان وباباش خاطرات دوران کودکی تارا رو به یادگار اینجا می نویسند.