بدون عنوان

آخرین واکسن کودکی هم به تارا زده شد و به قول خودش دیگه خیالم از این واکسن راحت شد. کمی تب ودرد دو روزه دست از پیامدهای این واکسن بود. البته دو روز تعطیل کردن مهدکودک رو هم باید بهش اضافه کرد.

نوک دندون 6 هم پیدا شده و مامان مراقبه که دندونهای 6 تارا به سرنوشت دندونهای 6 خودش گرفتار نشه. البته مشروط به میزان همکاری تارا.

یه حس فیمینیستی پیدا کرده. تو خونه گروه بندی راه میندازه. من و مامان باهمیم و بابا هم تنها. من رئیسم، مامان ملکه است، بابا هم سربازه. جرات نمی کنه خودشو شاه بنامه چون میدونه شاه باید مرد باشه!

برای ثبت نام تارا تو ترم پاییزه کلاس موسیقی از تارا نظر خواهی کردم : آنیتا و بازی و پارک کلاس موسیقی رو دوست دارم ولی از بلز و خانم موسیقی و دو ر می فا سل وکتاب موسیقیش هم بدم میاد. خوبه نه؟! ولی ثبت نامم کنید.  نظرخواهی منو به مزاح تبدیل کرده بود. ما هم ثبت نامش کردیم و قراره بهشون بگیم آنیتا وپارکشو کمی بیشتر کنند!

نقاشی

 

 

پیش دبستانی

خوشحاله که  پاییز شد و میره پیش دبستانی . از اینکه کلاسش تغییر می کنه و بزرگ می شه ذوق داره. کمی هم نگرانه. تو ‍ پیش دبستانی برا بچه ها سخت می گیرند. تارا عاشق بازی کردنه و می ترسه با رفتن به پیش دبستانی  بازی کمرنگ تر بشه.

افکارش هم بزرگتر شده. به جای کادوی تولد منو ببرید سرزمین عجایب! به جای کادوی تولد تو پاییز هم منو کلاس کانون ثبت نام کنید.