بدون عنوان

تارا آرزو می کنه : کاشکی هیچ دکتری تو دنیا نیود . اعتراض و توضیح ما که ‍پس مریض ها چی می شدند آرزوشو کامل می کنه:  کاشکی تو دنیا هیچ مریضی هم  نبود؛ هیچ ویروسی هم  نبود.

سالگرد ازدواج مامان و بابا هم به تارا خیلی خوش گذشت . تارا برای اولین بار بدون غر و نق سه ساعت تو سالن موند و نمایش تماشا کرد و لذت برد و اقرار کرد که خیلی بهش خوش گذشته: کاشکی شما همیشه با هم ازدواج کنید و ما بیاییم اینجا. نمایش موزیکال این زن فرشته است در ایوان عطار سعد آباد تارا رو به وجد آورده بود. از نظر ما هم به دیدنش می ارزید.

تابستان

 تارا تقریبا عضو ثابت بازی های عصر تابستان تو حیاط مجتمع شده. بابا هم که باید تو حیاط نگهبانی بده تا هوا تاریک بشه و تارا خانم رضایت بده بیاد بالا. نادیا ، ستایش ، آروین و فراز هم بازی های امسال تارا هستند. کلاس های کانون پرورش فکری هم شروع شده و تارا کلاس کلاﮊ و سفال میره. موسیقی اش هم قراره مرداد شروع بشه. هنوز هم کلاس های کانون رو دوست داره و با اشتیاق منتظر روزهاییه که می خواد بره اونجا.

عکس جدید از تارا

مسیر کلیبر در منطقه ی ارسباران

تارا و فرشید در جنگل ارسباران

فرشید  و تارا