تبليغاتX
تارا کوچولو - تارا حالا 3 سال و یک ماهشه
Lilypie 4th Birthday PicLilypie 4th Birthday Ticker

 می تونه اسمشو درست تلفظ کنه. تا عدد 10 می تونه بشماره. نوشتاری اعداد فارسی و انگلیسی رو می شناسه (تا عدد 10). چند تا کلمه و اصطلاح انگلیسی و ترکی هم یاد گرفته. می دونه که می شه با زبونهای دیگه هم صحبت کرد.  شماره تلفن خونه مامان پروینشو خودش می گیره. پشت تلفن خوب صحبت می کنه و در مورد هر چی که در طی روز اتفاق افتاده پشت تلفن گزارش میده. رنگها و شکل ها رو هم خوب بلده. دیگه قبول کرده که آبابا و آنا پدر و مادر مامان و باباجونی و مامان پروین پدر و مادر بابا (و پدر بزرگ و مادر بزرگ تارا ) هستند. ساعاتی که خودش تنهایی بازی می کنه زیادتر شده. غذا خوردنش همچنان عذاب آوره. وقت غذا که می رسه یا شکلات می خواد یا شیر یا هر چیز دیگه ای غیر از غذا. بیشتر وقتها ناهار و شام رو با هم قاطی می کنه. به ناهار می گه شام. علاقه اش به برنا مه های تلویزیونی هم بیشتر شده. بیشتر وقتها با بابا سر کانالی که باید روشن باشه   اختلاف سلیقه دارند! و تارا همشه دلش می خواد کانالی روشن باشه غیر از اونی که بابا می خواد ببینه (خوش به حال مامان که هیچوقت علاقه ای به برنامه های تلویزیونی پیدا نکرد و از این بازی بدوره!) خونه آنا که رفته بودیم برای اولین بار به تنهایی (بدون حضور مامان و بابا) با دایی رفت پارک بازی ، که از نظر ما این استقلال به معجزه شبیه بود! البته پانیذ هم بعدا بهشون ملحق شد. موقع بازی با بچه ها هم بیشتر احساس امنیت میکنه و راحت تر بازی می کنه. به همه بچه ها می گه دوستام!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 14:11  توسط مامان و بابای تارا  |