تبليغاتX
تارا کوچولو
Lilypie 4th Birthday PicLilypie 4th Birthday Ticker
اردیبهشت ماه خوبی برای مسافرت به اصفهان است برای همین تصمیمگرفتیم به همراه آق بابای تارا بریم اصفهان ولی قبل از اون موهای تارا رو کوتاه کردیم و قسمت مهم قضیه از نظر مامان و بابای تارا همینه که برای اولین بار موهای تارا با هزار ترفند که پیاده شد تا تارا حرکت نکنه توسط بابا علیرضاش(بابا بزرگ) کوتاه شد و خودش هم تعجب میکرد که چی از سرش کنده میشه بلاخره موهاش کوتاه شد و آماده شد برای مسافرت. جای همه دوستان خالی سفر خوبی بود و بهمون خوش گذشت تارا هم لذت برد چون وقتی رفتیم باغ پرندگان چشم های تارا از تعجب گرد شده بود چون تا حالا این همه جوجو رو یکجا ندیده بود  تازه جوجوها هم آزاد بودن و میشد کاملا از نزدیک اونارو دید. فکر نمیکنم یادش بمونه که چی دیده ولی جالب بود همونجا تا جوجوها رو دید تند و تند میگفت جوجو ما هم کیف میکردیم. ببخشید اگه انقدر از کارهای تارا مینویسیم ولی چاره ای نیست چون از نظر مامان و باباش چیزی مهمتر از این براشون نیست.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 18:26  توسط مامان و بابای تارا  | 


بلاخره این واقعه اتفاق افتاد و تارا راضی شد که دمپایی بپوشه چون مامان بزرگش برای تولدش یک جفت کفش خیلی قشنگ سوت دار براش خریده بود ولی بعد از اینکه یکی دو ماه باهاش کلنجار رفتیم یه هیچ کلکی راضی نشد که کفش بپوشه و وقتی هم که می بردیمش پارک پا برهنه اینور انور می دوید ما هم فکر کردیم و به این نتیجه رسیدیم که فعلا سرش کلاه بزاریم و اول دمپایی پاش کنیم تا شاید بعدا به پوشیدن کفش راضی شه خلاصه دیروز براش یک جفت دمپایی گرفتیم و از قضا تارا از دمپایی ها خوشش آمد بطوری که شب موقع خواب به زور از پاش درآوردیم حالا امیدواریم که بعد از دو سه هفته بتنونیم کفش پاش کنیم.
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:27  توسط مامان و بابای تارا  | 


تو این چند تا برنامه ای که تلویزیون برای خردسالان پخش میکنه مثل باغ شاودنه و فتیله فردا تعطیله و رنگین کمون (خاله نرگس) و عمو پورنگ این تارای ما فقط توجهش به برنامه عمو پورنگ جلب میشه و با آهنگهاش دستاشو تکون میده و به قول ما نانای نای میکنه حالا نمی دونیم واقعا چه چیزی تو این برنامه هست که تو بقیه ی برنامه ها نیست ولی بهر حال برنامه عمو پورنگ مورد رضایت تاراست
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 17:54  توسط مامان و بابای تارا  |